loading...

???? ???? ???????

بازدید : 42
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:39


تاریخچه بنی‌امیه
قبل از اسلام
روایاتی که درباره بنی‌امیه در عصر قبل از اسلام در مشت میباشد، عمدتاً حاکی از سوابق عداوت و خون ریزی در میان امویان و هاشمیان میباشد.[۲۰] بر طبق روایتی، عبدشمس و هاشم( دوتن از فرزندان عبد و بنده مناف) همزاد بودند و به هنگام به دنیا آمدن، انگشت یک کدام از به پیشانی دیگری چسبیده بود؛ زیرا آن دو را مستقل کردند، خون ریخت و عموم آن را به فال بد گرفتند.[۲۱] در داستان بسیار شایع دیگری آورده شده میباشد که امیه بر رده عموی خویش حسد پیروزی و با آنکه گنج داشت، نتوانست مانند وی گشاده‌دستی نماید و نزد عموم خوار شد و حتی کارش با هاشم به اختلاف و داوری کشید و بدون چاره ده سال تبعیدگونه در شام اقامت کرد.[۲۲] این قصه از جهاتی آیتم انتقاد قرار گرفته میباشد.[۲۳] امیه همانند هاشم خانواده بزرگی داشت[۲۴] و فعالانه به فعالیت تجاری می‌پرداخت.[۲۵] بعد از امیه، حرب فرزند وی منزلت ویژه‌ای داشته میباشد؛ تا جایی که به تفسیر ابن‌خلدون، شهرت بنی‌امیه قبل از اسلام از حرب بن امیه بود که سر گروهی آن ها در نزاع فجار را به ذمه پک پذیرایی ترحیم مشهد داشت.[۲۶]

زمانه فرستاده اسلام
در بعد از ظهر ظهور اسلام، ابوسفیان پر رنگ‌ترین شخصیت بنی‌امیه و یکی چهار تنی به شمار می رفت که گفته‌اند قبل از اسلام حکمشان نافذ بود.[۲۷] وی بیشتر به شغل بیزنس می‌پرداخت[۲۸] و اگرچه از معارضان نبی اسلام بود و در بعضا شغل‌ها علیه اسلام و مسلمان‌ها کمپانی جست،[۲۹] البته در مقایسه با دیگر سران قریش، عداوت کمتری نشانه می‌بخشید.[۳۰] یک کدام از دلایل احتمالی تفاوت ذکر شده، اشتغال او به کسب و کار و رابطه با عالم فضا و در سود، دلبستگی کمتر به عقاید مشرکان حجاز دانسته شد‌ه‌است؛[۳۱] چنانکه از همین رو او‌را از زنادقه قریش خوانده‌اند.[۳۲]

بعد از مهاجرت نبی به مدینه، ابوسفیان مجدد به کسب و کار پرداخت و با کاروان بزرگی به شام رفت. وی گرچه مایل به تضارب با مسلمانها خلا، با وقوع نزاع بدر که اکثری از مشرکان و حنظله فرزندش در آن کشته شدند و پسر دیگرش، عمرو، به اسارت درآمد[۳۳] در رأس مشرکان قرار گرفت و در بسیج مکیان برای پیکار احد نقش مهم را ایفاء کرد؛ چنانکه برخی از دانشمندان گفته‌اند که نزاع بدر به رقابت یا این که دشمنی بنی‌امیه با بنی‌هاشم، رخ‌ای خونین بخشید[۳۴] و خاطره تلخ و گزنده آن تا سال‌های بدور حتی‌د‌ر فکر نسل‌های آینده باقی ماند و در پاره‌ای حادثه ها سده نخستین هجری نقش داشت.[۳۵] بعد از فتح مکه تنی چند از سران بنی‌امیه مسلمان شدند[۳۶] و حتی از امتیازهایی نیز منتفع شدند، البته به لحاظ برخی آن ها اسلام را از روزنه رقابت‌های فامیل‌ای و در جهت استحصال امتیازهای بزرگ دنیوی و اقتدار سیاسی می نگریستند.[۳۷]

روزگار خلافت ابوبکر
در سقیفه نقشی از بنی‌امیه چشم نمیشود و حتی ابوسفیان از تعیین ابوبکر به خلافت، بدان منجر که از تیره مشهوری از قریش عدم وجود، آشکارا عیب گیری کرد.[۳۸] ولی این اختلاف‌ها دور از شوخی عدم وجود.[۳۹] قبیله ابوسفیان در نبرد‌های مجال ابوبکر و قدمت فعالانه کمپانی جستند و یزید و معاویه، فرزندان ابوسفیان، در فتح برخی بخش ها شام امیر سپاه بودند و ابعاد در پیمان قدمت به امارت نقاط ذکر شده دست یافتند.[۴۰]

خلافت قدمت
زمانی قدمت بن خطاب به خلافت رسید، یزید بن ابی‌سفیان را استاندار شام کرد و بعد از مُردن وی در طاعون عمواس، برادرش معاویه را به مکان وی قرار اعطا کرد.[۴۱] سخنی منسوب به قدمت، نشانه می دهد که وی از تفویض ولایت به طلقاء و فرزندانشان خشنود نبوده میباشد،[۴۲] با این همگی ابوسفیان در عهد و پیمان خلیفه دوم گزینه احترام بود[۴۳] و فرزندش را از مخالفت با خلیفه بر حذر می‌داشت.[۴۴]

عصر عثمان
با شروع خلافت عثمان بن عفان که از بنی‌امیه بود، امویان نفوذ و اقتدار خویش را پهناور‌خیس کردند.[۴۵] در شورای شش نفره برای انتخاب خلیفه، عبدالرحمان بن عوف که با عثمان قوم و قبیله بود حضوری مؤثر داشت.[۴۶] ابوسفیان نیز بعداز گزینش عثمان یا این که بعداز وفات رسول، در عده امویان از آن ها خواست خلافت را همانند گوی بین خویش بگردانند و نگذارند که از دستشان خارج افتد که خیر بهشتی در فعالیت میباشد ونه دوزخی.[۴۷] عثمان اندک‌اندک بنی‌امیه را به ولایت شهرهای اصلی و برای ادامه فتوح برگماشت[۴۸] و در بعضا موردها، اموال هنگفتی به آن‌ها اعطا کرد.[۴۹]

در‌این زمان مروان بن حکم بر کارها خلافت اشراف فراوانی یافته بود[۵۰] و در جریان اعتراض مسلمان‌ها بر ضد خلیفه نیز، شورشیان خواستار اخراج و تحویل وی بودند.[۵۱] در اواخر عهد و پیمان عثمان، احساسات ضداموی در میان دیگر قریشیان و قبایل خردتر توسعه و گسترش یافت.[۵۲] تلقی بنی‌امیه از خلافت در‌این عهد و پیمان، از یکی‌از مثلا‌های مروان قابل فهم میباشد که در گردآوری شورشیان بیان کرد: «اینجا آمده‌اید تا "ملک" ما‌را از چنگمان به‌درآورید».[۵۳]


تاریخچه بنی‌امیه
قبل از اسلام
روایاتی که درباره بنی‌امیه در عصر قبل از اسلام در مشت میباشد، عمدتاً حاکی از سوابق عداوت و خون ریزی در میان امویان و هاشمیان میباشد.[۲۰] بر طبق روایتی، عبدشمس و هاشم( دوتن از فرزندان عبد و بنده مناف) همزاد بودند و به هنگام به دنیا آمدن، انگشت یک کدام از به پیشانی دیگری چسبیده بود؛ زیرا آن دو را مستقل کردند، خون ریخت و عموم آن را به فال بد گرفتند.[۲۱] در داستان بسیار شایع دیگری آورده شده میباشد که امیه بر رده عموی خویش حسد پیروزی و با آنکه گنج داشت، نتوانست مانند وی گشاده‌دستی نماید و نزد عموم خوار شد و حتی کارش با هاشم به اختلاف و داوری کشید و بدون چاره ده سال تبعیدگونه در شام اقامت کرد.[۲۲] این قصه از جهاتی آیتم انتقاد قرار گرفته میباشد.[۲۳] امیه همانند هاشم خانواده بزرگی داشت[۲۴] و فعالانه به فعالیت تجاری می‌پرداخت.[۲۵] بعد از امیه، حرب فرزند وی منزلت ویژه‌ای داشته میباشد؛ تا جایی که به تفسیر ابن‌خلدون، شهرت بنی‌امیه قبل از اسلام از حرب بن امیه بود که سر گروهی آن ها در نزاع فجار را به ذمه پک پذیرایی ترحیم مشهد داشت.[۲۶]

زمانه فرستاده اسلام
در بعد از ظهر ظهور اسلام، ابوسفیان پر رنگ‌ترین شخصیت بنی‌امیه و یکی چهار تنی به شمار می رفت که گفته‌اند قبل از اسلام حکمشان نافذ بود.[۲۷] وی بیشتر به شغل بیزنس می‌پرداخت[۲۸] و اگرچه از معارضان نبی اسلام بود و در بعضا شغل‌ها علیه اسلام و مسلمان‌ها کمپانی جست،[۲۹] البته در مقایسه با دیگر سران قریش، عداوت کمتری نشانه می‌بخشید.[۳۰] یک کدام از دلایل احتمالی تفاوت ذکر شده، اشتغال او به کسب و کار و رابطه با عالم فضا و در سود، دلبستگی کمتر به عقاید مشرکان حجاز دانسته شد‌ه‌است؛[۳۱] چنانکه از همین رو او‌را از زنادقه قریش خوانده‌اند.[۳۲]

بعد از مهاجرت نبی به مدینه، ابوسفیان مجدد به کسب و کار پرداخت و با کاروان بزرگی به شام رفت. وی گرچه مایل به تضارب با مسلمانها خلا، با وقوع نزاع بدر که اکثری از مشرکان و حنظله فرزندش در آن کشته شدند و پسر دیگرش، عمرو، به اسارت درآمد[۳۳] در رأس مشرکان قرار گرفت و در بسیج مکیان برای پیکار احد نقش مهم را ایفاء کرد؛ چنانکه برخی از دانشمندان گفته‌اند که نزاع بدر به رقابت یا این که دشمنی بنی‌امیه با بنی‌هاشم، رخ‌ای خونین بخشید[۳۴] و خاطره تلخ و گزنده آن تا سال‌های بدور حتی‌د‌ر فکر نسل‌های آینده باقی ماند و در پاره‌ای حادثه ها سده نخستین هجری نقش داشت.[۳۵] بعد از فتح مکه تنی چند از سران بنی‌امیه مسلمان شدند[۳۶] و حتی از امتیازهایی نیز منتفع شدند، البته به لحاظ برخی آن ها اسلام را از روزنه رقابت‌های فامیل‌ای و در جهت استحصال امتیازهای بزرگ دنیوی و اقتدار سیاسی می نگریستند.[۳۷]

روزگار خلافت ابوبکر
در سقیفه نقشی از بنی‌امیه چشم نمیشود و حتی ابوسفیان از تعیین ابوبکر به خلافت، بدان منجر که از تیره مشهوری از قریش عدم وجود، آشکارا عیب گیری کرد.[۳۸] ولی این اختلاف‌ها دور از شوخی عدم وجود.[۳۹] قبیله ابوسفیان در نبرد‌های مجال ابوبکر و قدمت فعالانه کمپانی جستند و یزید و معاویه، فرزندان ابوسفیان، در فتح برخی بخش ها شام امیر سپاه بودند و ابعاد در پیمان قدمت به امارت نقاط ذکر شده دست یافتند.[۴۰]

خلافت قدمت
زمانی قدمت بن خطاب به خلافت رسید، یزید بن ابی‌سفیان را استاندار شام کرد و بعد از مُردن وی در طاعون عمواس، برادرش معاویه را به مکان وی قرار اعطا کرد.[۴۱] سخنی منسوب به قدمت، نشانه می دهد که وی از تفویض ولایت به طلقاء و فرزندانشان خشنود نبوده میباشد،[۴۲] با این همگی ابوسفیان در عهد و پیمان خلیفه دوم گزینه احترام بود[۴۳] و فرزندش را از مخالفت با خلیفه بر حذر می‌داشت.[۴۴]

عصر عثمان
با شروع خلافت عثمان بن عفان که از بنی‌امیه بود، امویان نفوذ و اقتدار خویش را پهناور‌خیس کردند.[۴۵] در شورای شش نفره برای انتخاب خلیفه، عبدالرحمان بن عوف که با عثمان قوم و قبیله بود حضوری مؤثر داشت.[۴۶] ابوسفیان نیز بعداز گزینش عثمان یا این که بعداز وفات رسول، در عده امویان از آن ها خواست خلافت را همانند گوی بین خویش بگردانند و نگذارند که از دستشان خارج افتد که خیر بهشتی در فعالیت میباشد ونه دوزخی.[۴۷] عثمان اندک‌اندک بنی‌امیه را به ولایت شهرهای اصلی و برای ادامه فتوح برگماشت[۴۸] و در بعضا موردها، اموال هنگفتی به آن‌ها اعطا کرد.[۴۹]

در‌این زمان مروان بن حکم بر کارها خلافت اشراف فراوانی یافته بود[۵۰] و در جریان اعتراض مسلمان‌ها بر ضد خلیفه نیز، شورشیان خواستار اخراج و تحویل وی بودند.[۵۱] در اواخر عهد و پیمان عثمان، احساسات ضداموی در میان دیگر قریشیان و قبایل خردتر توسعه و گسترش یافت.[۵۲] تلقی بنی‌امیه از خلافت در‌این عهد و پیمان، از یکی‌از مثلا‌های مروان قابل فهم میباشد که در گردآوری شورشیان بیان کرد: «اینجا آمده‌اید تا "ملک" ما‌را از چنگمان به‌درآورید».[۵۳]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 511
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 229
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 347
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1146
  • بازدید ماه : 1277
  • بازدید سال : 4162
  • بازدید کلی : 34431
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی